دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

57

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

مىكرد و عليه او وارد عمل شد و استقلال او را به خطر انداخت . بر اثر تهاجمى كه آل كرت براى غارت راه انداخت و با قلمرو تحت نفوذ تيمور برخورد كرد ، اتحاد با او از هم گسيخت . سلطنت آل كرت پس از مرگ معز الدين حسين به دست پسر او غياث الدين پير على افتاد ؛ البته جز سرخس و قهستان كه در اختيار نابرادرى او ملك محمد قرار گرفت . غياث الدين پير على و ملك محمد در كشمكش براى كسب حاكميت مطلق كه بناگزير بايد اتفاق مىافتاد ، براى تحكيم خود درصدد به دست آوردن حمايت تيمور برآمدند . سلطان هرات سفيرى نزد تيمور فرستاد ، ولى برادر او خود به خدمت تيمور رفت و پس از رانده شدن از سرخس ، به‌دنبال يافتن پناهگاهى برآمد . اين مسأله مانع از آن نشد كه تيمور به غياث الدين پير على روى خوش نشان ندهد و « پيوندهاى كهن دوستى » را تجديد ننمايد ؛ و البته اين پيوندها را با ازدواج يكى از خواهرزاده‌هايش با پسر ارشد غياث الدين كه براى اين منظور وارد سمرقند شده بود ، تحكيم نبخشد . دو سال بعد آن هم با فشار غياث الدين پيرعلى ، پسرش رخصت يافت تا به هرات برگردد . جشن ازدواج بىنظيرى در هرات برپا شد و در پايان نيز تيمور از غياث الدين دعوت كرد تا در قوريلتاى عظيم شركت جويد . اين دعوتها مىرساند كه تيمور از همان آغاز به وفادارى سلطان هرات مشكوك بود و احتمالا دليل شك او نيز كارهاى تدافعى آشكار غياث الدين بود كه بدان دست مىيازيد . در اين ايام غياث الدين با انواع ترفندها درصدد برآمد تا تاريخ رفتن خود را به تعويق بيندازد ، و لذا تيمور خود را آماده نبرد ساخت و در محرم سال 783 / آوريل 1381 با سپاه خود در بيرون شهر هرات اردو زد . اين لشكركشى را بايد درآمدى بر عظيمترين فجايع تاريخ ايران دانست . شواهد موثقى در دست است كه نشان مىدهد تيمور از اوضاع نابسامان سياسى ايران و فروپاشى قدرت و جنگهاى خانگى رو به گسترش آن اطلاع كافى داشت . از اينها گذشته ، برخى از صاحبان قدرت ايران نيز در واقع خواستار دخالت تيمور بودند . شاهد اين مدعا مىتواند نامه‌اى باشد از معين الدين جامى وزير كهنسال معز الدين حسين كه در آن تيمور را آشكارا به خراسان دعوت كرده است . هنگامى كه تيمور به نزديك شهر آنان رسيد ، شيوخ جام كه از نزديكان وزير بودند و نفوذ سياسى زيادى در منطقه داشتند ، از اعيان و اصول شهر دعوت كردند تا بيرون آمده و به فاتح خوشامد بگويند : همه آنان بدون استثنا به خوشامدگويى تيمور پرداختند . بعيد نيست كه تيمور از طرف پناهندگان و مهاجران خراسانى اردوى خويش نظير شاهزاده آل كرتى سرخس و لقمان پسر طغاتيمور خان نيز به خراسان دعوت شده باشد . ترديدى نيست كه آنان انتظار داشتند تا به كمك تيمور بار ديگر بر سر قدرت شوند ؛ انتظارى كه از اتفاق جامه عمل به خود پوشيد .